که نوشته بود:
1 نوامبر.
یا نوامبر 4 سال پیش افتادم
و چکمه ای که از کلارکس چلمسفورد خریدم
اسمشونو گذاشتم چکمه های نوامبرم
هنوزم دارمشون.
دیشب دلم گرفت
نمی دونم از زیادی و خستگی و احساس نه خیلی خوب کار پروژه اصطلاحا هنری قنات بود
یا کلی کار مونده برای هفته دیگه
خلاصه اینکه این روزا
مثل چند سال پیش
دلم زود میشکنه
و باید مواظب خودم باشم.
نگرانم نکنه دنیام کوچیک شه
آخه همکلاسی های الانم
اون ادمای ایده الی نیستن که بشه باهاشون خیلی معاشرت کرد
نه خیلی میدونن هنر چیه
معماری چیه
نه تئاتر، نه سینما
سریال کره ای بین هستن انگار!
نمیدونم راجع به بتهوون و موتزارت نازنینم چقدر می دونن
ولی فکر نکنم هیچ وقت بپرسم!
ایده مون راجع به دنیا و وطن و اداره وطن و اینجور چیزا خیلی با هم متفاوته
ولی من یه جور آندر کاور دارم حرکت میکنم فعلا!
نمیدونم تا کی دووم میارم
یه سال کلاس هست فعلا.
و من انگار دلم برای پرانیک بیشتر تنگ میشه تا ساهاجا.
نمیدونم راهم کدومه.
دارم راه میرم
سعی میکنم برم
همین
شکلاتی ...ما را در سایت شکلاتی دنبال میکنید
برچسب: دنبال چی حاجی ابلیس,دنبال چی بگردم,دنبال چی میگردی,
نویسنده:
بازدید: 9