مرداد مبارک
ماه خوبی داشته باشی عزیزم
...
که من میگفتم و بقیه هم به من میگفتن
.
نمیدونم چه جوری گذشت تا الان
خیلی سریع شد
بدون اینکه متوجه بشم یهو نزدیک سه هفته گذشته.
تو گرما.
مشغول کارای ساقدوشی!
خرید لباس و این داستانا!
و کارهای دانشگاه که همینجور موندن و من یهو به خودم اومدم که مردادم کجا رفت؟!!!
دارم به چیزای متفاوتی فکر میکنم
این که اصلا میخوام یه آدم جدیدی رو وارد این دنیا کنم؟
دنیایی که توش هم خوش میگذره هم بد
و میارزه کسی بیاد توش با این همه اوصاف؟!!!
الان بیشتر جوابم میرسه به اینکه : نه خیلی!
ولی کمتر از چند ساعت پیش یه مستند دیدم راجع به بچه های آدمیزاد
که چقدر آفرینش جالبی دارن
و چقدر بامزه ن
و یهو فکر کردم میارزه یا نه، بازهم "نه خیلی"!
دلیل واقعی و ناب آدم برای آوردن یه آدم دیگه تو این دنیا چی میتونه باشه ؟
.
مدیتیشن این بار دیپاک جان و اوپرا جانم رو چند روز دیر شروع کردم
باید دوشنبه تموم میشد
ولی دو سه روز دیگه مونده
و من هنوز نمیدونم
دیزایرم چیه
بلیسم چیه
چشمامو که میبندم همه فکرا هوووششش میان تو ذهنم
و وسط موسیقی شاید یه کم آروم شه و بگم اوم ورونم نماه ...
.
توی تابستونی که داره مثل فرفره تند تند میچرخه
دارم سعی میکنم رزولوشنمو از یاد نبرم
تئاتر و کنسرت باید باشن
حالا اگه یه خرید رو به جاش کامپرومایز کنم!
بلیطا گرون شدن
و من منابع مالی جدید لازم دارم!
انجلز او اباندنس
لطفا خودتون بگین چه کنم!
مرسی
بوس
شکلاتی ...