دیشب، نیمه های شب
فهمیدم که چقدر همیشه عارم اومده از فارسی نوشتن و صحبت کردن!
نه اینکه قبلا ندونسته باشم
ولی دیروز یهو به نظرم اومد این کار چقدر تاثیر داشته توی بعضی موارد
حالا نه لزوما مثبت
یه جور نارسیسیزم عجیب و غریب انگار!
که من فرق فوکولم! و من چه ماهم!
ماه که هستم البته.
دو ماه پیش فکر می کردم جولای لندن هستم
الان مطمئنم که تا آخر تابستون هم لندن نمیرم!
از بس که وقتای دفتر سفارت پره!
هه!
خلاصه
دارم فکر میکنم به تور جاده ابریشم
یه جورایی ارتباط برقرار کردن با نسل های گذشته
با تاریخ ایران
که الان انقدر دوستش دارم!
حالا
there is a dilemma!
این آخر هفته یه کلاس هست راجع به نبوغ عاطفی و از این داستانا
که میدونم کلا باید برم اینجور جاهارو
از بس که بحث عاطفه برای من مهمه!
دیشب یه ویدیو تد تاک دیدم راجع به خوشبخت ترین آدمها
راجع به یه تحقیق 75 ساله بود روی لایف استایل آدمها از نوجوانی تا پیری
و نتیجه این بود:
مهمترین عامل شادی و سلامتی آدما تو پیری
روابط خوبیه که دارن
نه لزوما پول یا کار یا پیشینه خانوادگی.
انگار یه نشونه بود!
که بجنب دختر
درسته که حوصله آدما رو خیلی ندارم و
درونگرای اینتوییتیو تینکر جاج کننده هستم!
ولی خب حوصله م داره کم کم سر میره
باید تمرین کنم - یا حداقل شروع به تمرین کنم- صحبت با آدمهارو!
.
اگه بخوام برم جاده ابریشم،
نمیتونم این کلاسو برم،
فایننشالی!
اگه بخوام برم کلاس،
احتمالا به این مسافرت نمی رسم
و باید یه تور کوتاه تر و اکونومی تر برم
مثلا گرجستان یا ارمنستان
در زمان آینده تر!
حالا چی کار کنم؟
ای ترجیح شهودی من به فریادم برس!
وات تو دو وات نات تو دو؟
همین دیگه خلاصه!
شکلاتی ...ما را در سایت شکلاتی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 18